می ترسم از فراق به حدی که گاهٍ حرف در خون تپم اگر شود از هم جدا لبم!

سلام

اتفاقات اخیر اینترنتی و محدود شدن دسترسی به فیسبوک باعث تشدید تمایل من شد برای خزیدن بیشتر به دامن همین وبلاگ قدیمی خوب.

محیط فیسبوک تا همین دو سه سال قبل هنوز جایی بود که می شد در آن تبادلات فرهنگی کنی و با آرامش افکار و اشعارت را منتشر کنی. اما با پیوستن طیف های بیشتر و بیشتر از مردم فیسبوک شد قدم زدن در چهارشنبه بازاری که خودت هم نمی فهمی در آن چه می خواسته ای. صفحات با مضامین جنسیِ سطح پایین و یا لودگی های در پایین ترین سطوح فکری و یا اخبار زرد خاله خانباجی ها  سراسر این محیط سابقاً فرهنگی را فرا گرفت و شاعران هم شروع کردند به همان فحاشی های همیشگی شان. گویا همان ها که در پای بساط سبزی حرف می زدند روش استفاده از کیبرد را یاد گرفتند و آن ها که در خیابان دختر و پسر بازی می کردند متوجه ی حضور چیزِ ملوسی به نام فیسبوک شدند! در این اواخر دلال ها و بارفروش ها و حتی فاحشه ها دارای صفحه ی تبلیغاتی خود در فیس شدند! تنها چیزی که نمی شد این وسط دید عرصه ی جدی فرهنگ و هنر بود.

در این شرایط رفتن را به ماندن و تحمل کردن به قیمت معروف ماندن و در صدر توجهات بودن ترجیح دادم و شد داستان عطا و لقای تکراری.

این است که ازین به بعد در آن خانه حضوری بسیار کمرنگ یا بی رنگ خواهم داشت و در این خانه حضوری پررنگ تر.

*

وقتی سرچ هایی که منجر به یافته شدن وبلاگم شده مرور می کنم نتایج خنده داری می بینم. بعد از کلمه ی آخرین پنجره، سانسور های سریال اوشین و فاحشه بودن اوشین بوده است. مطلبی که تحت عنوان بررسی انواع سانسور حدود 5 سال قبل منتشر کرده بودم!!

خب اگر من از فردا در مورد سایز سینه های آنجلینا جولی ( قبل از جراحی!) و دوست دختر های براد پیت ( قبل و بعد از ازدواج با آنجلینا!) و رقص باسن شکیرا و علت چاقی ادل بنویسم بازدید های وبلاگم ده برابر این خواهد شد!

گاهی فکر می کنم اهالی فرهنگ جزایر بدبختی هستند در دریای نادانی و حماقت. جزایری که به زودی در این دریا غرق خواهند شد.

*

مهمترین خصوصیتی که در ما مردم شریف ایران شکل گرفته و در سی سال اخیر به شدت نمو یافته است همان چیزی است که بیش از همه چیز از آن متنفرم... این خصوصیت آشنا، ریا و ریا کاریست. که از نظر من از دروغ گویی هم شنیع تر است و مردم ما در جهان در آن زبانزد هستند! خیلی وقت است که به دنبال راه کاری برای محو ریا می گردم اما هیچ چاره ی موثری به ذهنم نمی رسد. فقط می توانم بگویم شاید شاید و شاید گذشت زمان و حاکمان بعدی این سرزمین ما را به سمتی سوق دادند که به مرور خود واقعیمان را نشان دادیم.

*

هیچ چیز قابل ارائه ای ندارم و از اول هم نداشتم جز شعر، جز همین یک رباعی که دوست دارم بخوانید و نظر مثبت یا منفی تان را بنویسید:

 

یک شب اتوبانِ من به بن بست رسید

یک خانه به یک کلنگ خوشدست رسید

رودی که به فاضلاب شهری پیوست

ماهی که به یک شب پره ی مست رسید!

 

وبلاگ دیگرم حکیم باشی هم به روز است با مطلبی نه چندان خوشایند. حکیم باشی را لینک بدهید و معرفی کنید!

بدرود

 

 

/ 15 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منیره حسینی

مرسی حمید جان از رباعی لذت بردم.درمورد فیس میتونی به راحتی با پروکسی بیایی و مشکلی نداره . جات خالیه ...موفق باشی دوست شاعرم

سيده زهرا بصارتي

سلام دكتر حميد خوبي پسر؟ هر جاباشي موفق باشي و رباعيات ماندني بسرايي

وحیدنجفی

سلام حمید عزیزم ... خدا لعنتت کنه اون تک بیت بالای صفحه ات بسیار خوب بود . دستمریزاد به خاطر حسن انتخابت در آوردن اون تک بیت . در مورد نثر حرفی نیست که تا بوده چنین بوده و رباعی ت یک رباعی به تمام معنا بود . . .

علی فاطمی

حمید عزیزم هربار که شعرهایت را می خوانم کلی سر ذوق می آیم که چقدر مفاهیم عمیقی در ژشتشان نهفته است. عالی بود شاعر

رضا سیرجانی

سلام بر دکتر حمید عزیز هر دو وبلاگ رو خوندم و از نوشته ها و شعرات لذت بردم چند ماهیست ایرانم و دلتنگ دوستان قدیمی

پریا تفنگ ساز

اتوبان همه ی ما به بن بست رسیده گویا ! ممنون برای دعوت و از شعر ببخشید کمی دیر شد اندر اوضاع و احوال سرعت اینترنت

میرزایی

سلام غمگینانه باهات موافقم حمید جان...

شایسته ابراهیمی

سلام همه را خواندم قبول دارم اتفاقا من هم تازگی ها تصمیم دارم توی وبلاگم شعر بنویسم درباره ی رباعی خوب بود مخصوصا مصراع آخر رو دوست داشتم فقط به نظر من مصراع سوم «رودی که » او «که» ارتباطی با قبل نداره انگار اگه بود مثلا « یک رود» توالی بهتر حفظ شده بود نمی دونم تونستم منظورم و بگم یا نه موفق تر باشید

نهضت قلم

سلااااااااااام فوق فوق فوق العاده بود فعلا 3-4 تا از پستاتونو خوندم معرکه است با اجازه لینکتون میکنم با همین عنوان آخرین پنجره دوس ندارین بگین عوضش کنم منم شاعرم ولی زیاد شعرامو تو وبم نمینویسم وبمم جدیده مثل وب شما قدیمی نیست البته خیلی وقته وبلاگ نویسم وبای قبلیمو حذفشون کردم فیلتر که نمیشم [چشمک] ممنون میشم اگه سر بزنید